3 امتیاز
10 نفر

دیوان شمس (بخش اول)

نوع اثر : کتاب

ارائه دهنده : ganjoor.ir

مجموعه اثر : دیوان شمس

دریافت این اثر

کتاب دیجیتال رایگان

خلاصه اثر

مولانا جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از علما و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که بین او و سلطان محمد خوارزمشاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و بعد از مدتی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا بعد از فوت پدر تحت تعلیمات برهان الدین محقق ترمذی قرار گرفت. ملاقات وی با شمس تبریزی در سال ۶۴۲ هجری قمری انقلابی در وی پدید آورد که موجب ترک مسند تدریس و فتوای وی شد و به مراقبت نفس و تذهیب باطن پرداخت. وی در سال ۶۷۲ هجری قمری در قونیه وفات یافت. از آثار او می توان به مثنوی، دیوان غزلیات یا کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات، فیه مافیه و مجالس سبعه اشاره کرد.

کتاب دیجیتال

رایگان

حجم : 1.2 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 600

کاربر گرامی، برای مطالعه این کتاب ابتدا می بایست نرم افزار کتابخوان انتشارات سمت را دانلود و نصب نمایید.جهت دریافت بر روی لینک زیر کلیک کنید.
دریافت نسخه iOS دانلود نسخه اندروید

موضوعات

فهرست

درباره صاحب اثر
غزلیات
غزل شمارهٔ ۱: ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها
غزل شمارهٔ ۲: ای طایران قدس را عشقت فزوده بال ها
غزل شمارهٔ ۳: ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
غزل شمارهٔ ۴: ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
غزل شمارهٔ ۵: آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
غزل شمارهٔ ۶: بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
غزل شمارهٔ ۷: بنشسته ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
غزل شمارهٔ ۸: جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما
غزل شمارهٔ ۹: من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا
غزل شمارهٔ ۱۰: مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
غزل شمارهٔ ۱۱: ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
غزل شمارهٔ ۱۲: ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
غزل شمارهٔ ۱۳: ای باد بی آرام ما با گل بگو پیغام ما
غزل شمارهٔ ۱۴: ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
غزل شمارهٔ ۱۵: ای نوش کرده نیش را بی خویش کن باخویش را
غزل شمارهٔ ۱۶: ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
غزل شمارهٔ ۱۷: آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
غزل شمارهٔ ۱۸: ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
غزل شمارهٔ ۱۹: امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
غزل شمارهٔ ۲۰: چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
غزل شمارهٔ ۲۱: جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
غزل شمارهٔ ۲۲: چندان بنالم ناله ها چندان برآرم رنگ ها
غزل شمارهٔ ۲۳: چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
غزل شمارهٔ ۲۴: چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را
غزل شمارهٔ ۲۵: من دی نگفتم مر تو را کای بی نظیر خوش لقا
غزل شمارهٔ ۲۶: هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان ها
غزل شمارهٔ ۲۷: آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتست پا
غزل شمارهٔ ۲۸: ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما
غزل شمارهٔ ۲۹: ای از ورای پرده ها تاب تو تابستان ما
غزل شمارهٔ ۳۰: ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
غزل شمارهٔ ۳۱: بادا مبارک در جهان سور و عروسی های ما
غزل شمارهٔ ۳۲: دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
غزل شمارهٔ ۳۳: می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا
غزل شمارهٔ ۳۴: ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
غزل شمارهٔ ۳۵: ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما
غزل شمارهٔ ۳۶: خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا
غزل شمارهٔ ۳۷: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
غزل شمارهٔ ۳۸: رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا
غزل شمارهٔ ۳۹: آه که آن صدر سرا می ندهد بار مرا
غزل شمارهٔ ۴۰: طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
غزل شمارهٔ ۴۱: شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما
غزل شمارهٔ ۴۲: کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
غزل شمارهٔ ۴۳: کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا
غزل شمارهٔ ۴۴: در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا
غزل شمارهٔ ۴۵: با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
غزل شمارهٔ ۴۶: دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
غزل شمارهٔ ۴۷: ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
غزل شمارهٔ ۴۸: ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما
غزل شمارهٔ ۴۹: با تو حیات و زندگی بی تو فنا و مردنا
غزل شمارهٔ ۵۰: ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا
غزل شمارهٔ ۵۱: گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا
غزل شمارهٔ ۵۲: چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
غزل شمارهٔ ۵۳: عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
غزل شمارهٔ ۵۴: از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
غزل شمارهٔ ۵۵: شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت ها
غزل شمارهٔ ۵۶: عطارد مشتری باید متاع آسمانی را
غزل شمارهٔ ۵۷: مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
غزل شمارهٔ ۵۸: رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
غزل شمارهٔ ۵۹: تو از خواری همی نالی نمی بینی عنایت ها
غزل شمارهٔ ۶۰: ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
غزل شمارهٔ ۶۱: هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را
غزل شمارهٔ ۶۲: بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
غزل شمارهٔ ۶۳: چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را
غزل شمارهٔ ۶۴: تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا
غزل شمارهٔ ۶۵: ببین ذرات روحانی که شد تابان از این صحرا
غزل شمارهٔ ۶۶: تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را
غزل شمارهٔ ۶۷: از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا
غزل شمارهٔ ۶۸: چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را
غزل شمارهٔ ۶۹: چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
غزل شمارهٔ ۷۰: برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
غزل شمارهٔ ۷۱: اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را
غزل شمارهٔ ۷۲: به خانه خانه می آرد چو بیذق شاه جان ما را
غزل شمارهٔ ۷۳: آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
غزل شمارهٔ ۷۴: گر زان که نه ای طالب جوینده شوی با ما
غزل شمارهٔ ۷۵: ای خواجه نمی بینی این روز قیامت را
غزل شمارهٔ ۷۶: آخر بشنید آن مه آه سحر ما را
غزل شمارهٔ ۷۷: آب حیوان باید مر روح فزایی را
غزل شمارهٔ ۷۸: ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را
غزل شمارهٔ ۷۹: ای خواجه نمی بینی این روز قیامت را
غزل شمارهٔ ۸۰: امروز گزافی ده آن باده نابی را
غزل شمارهٔ ۸۱: ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
غزل شمارهٔ ۸۲: معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
غزل شمارهٔ ۸۳: ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا
غزل شمارهٔ ۸۴: چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
غزل شمارهٔ ۸۵: از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا
غزل شمارهٔ ۸۶: ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
غزل شمارهٔ ۸۷: جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را
غزل شمارهٔ ۸۸: شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ
غزل شمارهٔ ۸۹: یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
غزل شمارهٔ ۹۰: ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
غزل شمارهٔ ۹۱: در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
غزل شمارهٔ ۹۲: زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
غزل شمارهٔ ۹۳: میندیش میندیش که اندیشه گری ها
غزل شمارهٔ ۹۴: زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شمارهٔ ۹۵: زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شمارهٔ ۹۶: لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
غزل شمارهٔ ۹۷: رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را
غزل شمارهٔ ۹۸: ای از نظرت مست شده اسم و مسما
غزل شمارهٔ ۹۹: دلارام نهان گشته ز غوغا
غزل شمارهٔ ۱۰۰: بیا ای جان نو داده جهان را
غزل شمارهٔ ۱۰۱: بسوزانیم سودا و جنون را
غزل شمارهٔ ۱۰۲: سلیمانا بیار انگشتری را
غزل شمارهٔ ۱۰۳: دل و جان را در این حضرت بپالا
غزل شمارهٔ ۱۰۴: خبر کن ای ستاره یار ما را
غزل شمارهٔ ۱۰۵: چو او باشد دل دلسوز ما را
غزل شمارهٔ ۱۰۶: مرا حلوا هوس کردست حلوا
غزل شمارهٔ ۱۰۷: امیر حسن خندان کن چشم را
غزل شمارهٔ ۱۰۸: به برج دل رسیدی بیست این جا
غزل شمارهٔ ۱۰۹: بکت عینی غداه البین دمعا
غزل شمارهٔ ۱۱۰: تو بشکن چنگ ما را ای معلا
غزل شمارهٔ ۱۱۱: برای تو فدا کردیم جان ها
غزل شمارهٔ ۱۱۲: ز روی تست عید آثار ما را
غزل شمارهٔ ۱۱۳: ای مطرب دل برای یاری را
غزل شمارهٔ ۱۱۴: اندر دل ما تویی نگارا
غزل شمارهٔ ۱۱۵: ای جان و قوام جمله جان ها
غزل شمارهٔ ۱۱۶: ای سخت گرفته جادوی را
غزل شمارهٔ ۱۱۷: از دور بدیده شمس دین را
غزل شمارهٔ ۱۱۸: بنمود وفا از این جا
غزل شمارهٔ ۱۱۹: برخیز و صبوح را بیارا
غزل شمارهٔ ۱۲۰: تا چند تو پس روی به پیش آ
غزل شمارهٔ ۱۲۱: چون خانه روی ز خانه ما
غزل شمارهٔ ۱۲۲: دیدم رخ خوب گلشنی را
غزل شمارهٔ ۱۲۳: دیدم شه خوب خوش لقا را
غزل شمارهٔ ۱۲۴: ساقی تو شراب لامکان را
غزل شمارهٔ ۱۲۵: گفتی که گزیده ای تو بر ما
غزل شمارهٔ ۱۲۶: گستاخ مکن تو ناکسان را
غزل شمارهٔ ۱۲۷: کو مطرب عشق چست دانا
غزل شمارهٔ ۱۲۸: ما را سفری فتاد بی ما
غزل شمارهٔ ۱۲۹: مشکن دل مرد مشتری را
غزل شمارهٔ ۱۳۰: بیدار کنید مستیان را
غزل شمارهٔ ۱۳۱: من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا
غزل شمارهٔ ۱۳۲: در میان پرده خون عشق را گلزارها
غزل شمارهٔ ۱۳۳: غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
غزل شمارهٔ ۱۳۴: ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
غزل شمارهٔ ۱۳۵: ساقیا گردان کن آخر آن شراب صاف را
غزل شمارهٔ ۱۳۶: پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما
غزل شمارهٔ ۱۳۷: با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی چرا
غزل شمارهٔ ۱۳۸: سکه رخسار ما جز زر مبادا بی شما
غزل شمارهٔ ۱۳۹: رنج تن دور از تو ای تو راحت جان های ما
غزل شمارهٔ ۱۴۰: درد ما را در جهان درمان مبادا بی شما
غزل شمارهٔ ۱۴۱: جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا
غزل شمارهٔ ۱۴۲: دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
غزل شمارهٔ ۱۴۳: دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
غزل شمارهٔ ۱۴۴: عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا
غزل شمارهٔ ۱۴۵: ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال ها
غزل شمارهٔ ۱۴۶: در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما
غزل شمارهٔ ۱۴۷: آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا
غزل شمارهٔ ۱۴۸: از پی شمس حق و دین دیده گریان ما
غزل شمارهٔ ۱۴۹: خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا
غزل شمارهٔ ۱۵۰: درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
غزل شمارهٔ ۱۵۱: سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را
غزل شمارهٔ ۱۵۲: دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
غزل شمارهٔ ۱۵۳: شمع دیدم گرد او پروانه ها چون جمع ها
غزل شمارهٔ ۱۵۴: دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را
غزل شمارهٔ ۱۵۵: از فراق شمس دین افتاده ام در تنگنا
غزل شمارهٔ ۱۵۶: ای هوس های دلم بیا بیا بیا بیا
غزل شمارهٔ ۱۵۷: ای هوس های دلم باری بیا رویی نما
غزل شمارهٔ ۱۵۸: امتزاج روح ها در وقت صلح و جنگ ها
غزل شمارهٔ ۱۵۹: ای ز مقدارت هزاران فخر بی مقدار را
غزل شمارهٔ ۱۶۰: مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
غزل شمارهٔ ۱۶۱: چو فرستاد عنایت به زمین مشعله ها را
غزل شمارهٔ ۱۶۲: تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
غزل شمارهٔ ۱۶۳: بروید ای حریفان بکشید یار ما را
غزل شمارهٔ ۱۶۴: چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا
غزل شمارهٔ ۱۶۵: اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا
غزل شمارهٔ ۱۶۶: چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
غزل شمارهٔ ۱۶۷: کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
غزل شمارهٔ ۱۶۸: ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
غزل شمارهٔ ۱۶۹: رو ترش کن که همه روترشانند این جا
غزل شمارهٔ ۱۷۰: تا به شب ای عارف شیرین نوا
غزل شمارهٔ ۱۷۱: چون نمایی آن رخ گلرنگ را
غزل شمارهٔ ۱۷۲: در میان عاشقان عاقل مبا
غزل شمارهٔ ۱۷۳: از یکی آتش برآوردم تو را
غزل شمارهٔ ۱۷۴: ز آتش شهوت برآوردم تو را
غزل شمارهٔ ۱۷۵: از ورای سر دل بین شیوه ها
غزل شمارهٔ ۱۷۶: روح زیتونیست عاشق نار را
غزل شمارهٔ ۱۷۷: ای بگفته در دلم اسرارها
غزل شمارهٔ ۱۷۸: می شدی غافل ز اسرار قضا
غزل شمارهٔ ۱۷۹: گر تو عودی سوی این مجمر بیا
غزل شمارهٔ ۱۸۰: ای تو آب زندگانی فاسقنا
غزل شمارهٔ ۱۸۱: دل چو دانه ما مثال آسیا
غزل شمارهٔ ۱۸۲: در میان عاشقان عاقل مبا
غزل شمارهٔ ۱۸۳: ای دل رفته ز جا بازمیا
غزل شمارهٔ ۱۸۴: من رسیدم به لب جوی وفا
غزل شمارهٔ ۱۸۵: از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
غزل شمارهٔ ۱۸۶: ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
غزل شمارهٔ ۱۸۷: از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
غزل شمارهٔ ۱۸۸: بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی
غزل شمارهٔ ۱۸۹: آمد بهار جان ها ای شاخ تر به رقص آ
غزل شمارهٔ ۱۹۰: با آن که می رسانی آن باده بقا را
غزل شمارهٔ ۱۹۱: بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را
غزل شمارهٔ ۱۹۲: بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان ها
غزل شمارهٔ ۱۹۳: جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
غزل شمارهٔ ۱۹۴: خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
غزل شمارهٔ ۱۹۵: شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
غزل شمارهٔ ۱۹۶: در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را
غزل شمارهٔ ۱۹۷: ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
غزل شمارهٔ ۱۹۸: ای صوفیان عشق بدرید خرقه ها
غزل شمارهٔ ۱۹۹: ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
غزل شمارهٔ ۲۰۰: نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
غزل شمارهٔ ۲۰۱: شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
غزل شمارهٔ ۲۰۲: هر روز بامداد سلام علیکما
غزل شمارهٔ ۲۰۳: آمد بهار خرم آمد نگار ما
غزل شمارهٔ ۲۰۴: سر بر گریبان درست صوفی اسرار را
غزل شمارهٔ ۲۰۵: چند گریزی ز ما چند روی جا به جا
غزل شمارهٔ ۲۰۶: ای همه خوبی تو را پس تو کرایی که را
غزل شمارهٔ ۲۰۷: ای که به هنگام درد راحت جانی مرا
غزل شمارهٔ ۲۰۸: از جهت ره زدن راه درآرد مرا
غزل شمارهٔ ۲۰۹: ای در ما را زده شمع سرایی درآ
غزل شمارهٔ ۲۱۰: گر نه تهی باشدی بیشترین جوی ها
غزل شمارهٔ ۲۱۱: باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
غزل شمارهٔ ۲۱۲: اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
غزل شمارهٔ ۲۱۳: اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا
غزل شمارهٔ ۲۱۴: درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
غزل شمارهٔ ۲۱۵: من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
غزل شمارهٔ ۲۱۶: روم به حجره خیاط عاشقان فردا
غزل شمارهٔ ۲۱۷: چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
غزل شمارهٔ ۲۱۸: ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
غزل شمارهٔ ۲۱۹: چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا
غزل شمارهٔ ۲۲۰: ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا
غزل شمارهٔ ۲۲۱: مرا تو گوش گرفتی همی کشی به کجا
غزل شمارهٔ ۲۲۲: رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
غزل شمارهٔ ۲۲۳: کجاست مطرب جان تا ز نعره های صلا
غزل شمارهٔ ۲۲۴: چه خیره می نگری در رخ من ای برنا
غزل شمارهٔ ۲۲۵: بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا
غزل شمارهٔ ۲۲۶: برفت یار من و یادگار ماند مرا
غزل شمارهٔ ۲۲۷: به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا
غزل شمارهٔ ۲۲۸: بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا
غزل شمارهٔ ۲۲۹: شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا
غزل شمارهٔ ۲۳۰: ز سوز شوق دل من همی زند عللا
غزل شمارهٔ ۲۳۱: سبکتری تو از آن دم که می رسد ز صبا
غزل شمارهٔ ۲۳۲: چو عشق را تو ندانی بپرس از شب ها
غزل شمارهٔ ۲۳۳: کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
غزل شمارهٔ ۲۳۴: ز جام ساقی باقی چو خورده ای تو دلا
غزل شمارهٔ ۲۳۵: مرا بدید و نپرسید آن نگار چرا
غزل شمارهٔ ۲۳۶: مبارکی که بود در همه عروسی ها
غزل شمارهٔ ۲۳۷: یار ما دلدار ما عالم اسرار ما
غزل شمارهٔ ۲۳۸: هله ای کیا نفسی بیا
غزل شمارهٔ ۲۳۹: کرانی ندارد بیابان ما
غزل شمارهٔ ۲۴۰: تو جان و جهانی کریما مرا
غزل شمارهٔ ۲۴۱: نرد کف تو بردست مرا
غزل شمارهٔ ۲۴۲: خیک دل ما مشک تن ما
غزل شمارهٔ ۲۴۳: بگشا در بیا درآ که مبا عیش بی شما
غزل شمارهٔ ۲۴۴: چه شدی گر تو همچون من شدییی عاشق ای فتا
غزل شمارهٔ ۲۴۵: از برای صلاح مجنون را
غزل شمارهٔ ۲۴۶: صد دهل می زنند در دل ما
غزل شمارهٔ ۲۴۷: بانگ تسبیح بشنو از بالا
غزل شمارهٔ ۲۴۸: گوش من منتظر پیام تو را
غزل شمارهٔ ۲۴۹: دل بر ما شدست دلبر ما
غزل شمارهٔ ۲۵۰: هین که منم بر در در برگشا
غزل شمارهٔ ۲۵۱: پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
غزل شمارهٔ ۲۵۲: نذر کند یار که امشب تو را
غزل شمارهٔ ۲۵۳: چند نهان داری آن خنده را
غزل شمارهٔ ۲۵۴: باده ده آن یار قدح باره را
غزل شمارهٔ ۲۵۵: خیز صبوحی کن و درده صلا
غزل شمارهٔ ۲۵۶: داد دهی ساغر و پیمانه را
غزل شمارهٔ ۲۵۷: لعل لبش داد کنون مر مرا
غزل شمارهٔ ۲۵۸: گر بنخسبی شبی ای مه لقا
غزل شمارهٔ ۲۵۹: پیش کش آن شاه شکرخانه را
غزل شمارهٔ ۲۶۰: چرخ فلک با همه کار و کیا
غزل شمارهٔ ۲۶۱: هان ای طبیب عاشقان سوداییی دیدی چو ما
غزل شمارهٔ ۲۶۲: فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری
غزل شمارهٔ ۲۶۳: به شکرخنده اگر می ببرد جان مرا
غزل شمارهٔ ۲۶۴: لی حبیب حبه یشوی الحشا
غزل شمارهٔ ۲۶۵: راح بفیها و الروح فیها
غزل شمارهٔ ۲۶۶: هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
غزل شمارهٔ ۲۶۷: قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
غزل شمارهٔ ۲۶۸: فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
غزل شمارهٔ ۲۶۹: تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
غزل شمارهٔ ۲۷۰: افدی قمرا لاح علینا و تلالا
غزل شمارهٔ ۲۷۱: تعالوا کلنا ذا الیوم سکری
غزل شمارهٔ ۲۷۲: حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا
غزل شمارهٔ ۲۷۳: طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
غزل شمارهٔ ۲۷۴: ایه یا اهل الفرادیس اقرؤا منشورنا
غزل شمارهٔ ۲۷۵: ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها
غزل شمارهٔ ۲۷۶: یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی
غزل شمارهٔ ۲۷۷: سبق الجد الینا نزل الحب علینا
غزل شمارهٔ ۲۷۸: انا لا اقسم الا برجال صدقونا
غزل شمارهٔ ۲۷۹: مولانا مولانا اغنانا اغنانا
غزل شمارهٔ ۲۸۰: یا منیر الخد یا روح البقا
غزل شمارهٔ ۲۸۱: یا ساقی المدامه حی علی الصلا
غزل شمارهٔ ۲۸۲: یا من لواء عشقک لا زال عالیا
غزل شمارهٔ ۲۸۳: جاء الربیع مفتخرا فی جوارنا
غزل شمارهٔ ۲۸۴: اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا
غزل شمارهٔ ۲۸۵: اتاک عید وصال فلا تذق حزنا
غزل شمارهٔ ۲۸۶: یا من بنا قصر الکمال مشیدا
غزل شمارهٔ ۲۸۷: ورد البشیر مبشرا ببشاره
غزل شمارهٔ ۲۸۸: یا کالمینا یا حاکمینا
غزل شمارهٔ ۲۸۹: یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
غزل شمارهٔ ۲۹۰: بی یار مهل ما را بی یار مخسب امشب
غزل شمارهٔ ۲۹۱: ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب
غزل شمارهٔ ۲۹۲: زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب
غزل شمارهٔ ۲۹۳: مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
غزل شمارهٔ ۲۹۴: بریده شد از این جوی جهان آب
غزل شمارهٔ ۲۹۵: الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
غزل شمارهٔ ۲۹۶: مخسب ای یار مهمان دار امشب
غزل شمارهٔ ۲۹۷: ای در غم تو به سوز و یارب
غزل شمارهٔ ۲۹۸: آه از این زشتان که مه رو می نمایند از نقاب
غزل شمارهٔ ۲۹۹: یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
غزل شمارهٔ ۳۰۰: کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب
غزل شمارهٔ ۳۰۱: هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
غزل شمارهٔ ۳۰۲: در هوایت بی قرارم روز و شب
غزل شمارهٔ ۳۰۳: مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب
غزل شمارهٔ ۳۰۴: هیچ می دانی چه می گوید رباب
غزل شمارهٔ ۳۰۵: آواز داد اختر بس روشنست امشب
غزل شمارهٔ ۳۰۶: رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب
غزل شمارهٔ ۳۰۷: کار همه محبان همچون زرست امشب
غزل شمارهٔ ۳۰۸: خوابم ببسته ای بگشا ای قمر نقاب
غزل شمارهٔ ۳۰۹: واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب
غزل شمارهٔ ۳۱۰: بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب
غزل شمارهٔ ۳۱۱: زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب
غزل شمارهٔ ۳۱۲: به جان تو که مرو از میان کار مخسب
غزل شمارهٔ ۳۱۳: رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
غزل شمارهٔ ۳۱۴: تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب
غزل شمارهٔ ۳۱۵: چشم ها وا نمی شود از خواب
غزل شمارهٔ ۳۱۶: چونک درآییم به غوغای شب
غزل شمارهٔ ۳۱۷: یار آمد به صلح ای اصحاب
غزل شمارهٔ ۳۱۸: علونا سماء الود من غیر سلم
غزل شمارهٔ ۳۱۹: امسی و اصبح بالجوی اتعذب
غزل شمارهٔ ۳۲۰: ابشروا یا قوم هذا فتح باب
غزل شمارهٔ ۳۲۱: آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شده ست
غزل شمارهٔ ۳۲۲: آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت
غزل شمارهٔ ۳۲۳: آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
غزل شمارهٔ ۳۲۴: درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت
غزل شمارهٔ ۳۲۵: که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست
غزل شمارهٔ ۳۲۶: حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی حالت
غزل شمارهٔ ۳۲۷: از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده ست

محصولات مشابه

بیشتر