اغلب پژوهش های تطبیقی در حوزۀ مطالعات آموزش و پرورش و رشته های دانشگاهی همچون علوم تربیتی و روان شناسی از بنیان های قوی علمی برخوردار نیستند؛ این پژوهش ها اشارۀ دقیقی به روش تحقیق و ابعاد متفاوت آن نمی کنند یا از روش شناخته شده به صورت افراطی بجا یا نابجا استفاده می کنند.
هدف اصلی کتاب حاضر رفع این خلأ برای پژوهشگران و علاقه مندان به مطالعات تطبیقی در علوم انسانی و به ویژه رشته های علوم تربیتی و روان شناسی است.