تاکنون بسیاری از متفکران به مضایق، دشواریها، کاستیها، نقائص و توالی فاسد و سوء نظریۀ تجدد ــ بهویژه در حوزۀ علوم اجتماعی ــ بصیرت یافتهاند، اما وُگلین شاید از این حیث با دیگران متفاوت است، زیرا: 1) وی نقدی بنیادیتر و به معنای دیگر، نقدی از بیرون بر تجدد ارائه میدهد و 2) صرفاً در نفی تجدد باقی نمیماند بلکه بنیانهای مثبتی را نیز برای جایگزینی نظریۀ تجدد فراهم میآورد و از حد نفی و نقد فراتر میرود. او بازسازی و اصلاح علوم اجتماعی را اولین و ضروریترین کار برای پایان دادن به مصائب، آلام، انحرافات، مفاسد، سبعیتها و بیعدالتیهایی میداند که تجدد در عالم به وجود آورده و میآورد.