فلاسفه یونان باستان، همچون سقراط، ارسطو و افلاطون، به ارتباط ناگسستنی زبان و عقل معتقد بوده اند، نتیجه منطقی این دیدگاه آن بوده است که هر که فاقد زبان بوده، فاقد عقل نیز قلمداد می شده است.
نظریات ارسطو (سال 355 قبل از میلاد) در مورد بسیاری از موضوعات نه تنها در زمان خود، بلکه تا قرن ها پس از آن، از چنان ویژگی هایی برخوردار بود که دیگران نه تنها برای سؤال کردن درباره آن ها تردید داشتند، بلکه حتی جرئت ورود به موضوع را نیز به خود نمی دادند، این واقعیت، به ویژه برای افرادی که ناشنوا بودند فاجعه آمیز بود چرا که ارسطو معتقد بود: «آنان که کر متولد می شوند، تماماً فاقد احساس اند و قادر به استدلال نیستند. مردانی که کر متولد می شوند در تمام موارد کودن اند، به عبارت دیگر آن ها می توانند اصواتی را تولید کنند ولی نمی توانند صحبت کنند» (جیانگرکو، 1976).
این نظر تا قرن ها موجب نگرش نادرست علیه ناشنوایان و توانمندی های آن ها شد.